باز یک زن اسیر تمکین شد

چون که حق طلاق با مرد است

تجاوز شرعی

بس کن منُ راحت بذار این رابطه یک جانبست

مفهوم عشق مشترک اینجا فقط یک شائبست

از تخت خوابم دورشو اغوش تو تکراریه

لبهاتُ از من دور کن این بوسه ها اجباریه

گوش من از موسیقی ِعصر تحجر کرشده

تقویمتُ واکن ببین دوران وسطی سرشده

امکان نداره شهوت ِ بی حدتُ تمکین کنم...

از من نخواه تا این همه بی شرمیُ تحسین کنم

وقتی که استقلالمُ هر روز کمتر می کنی

وقتی منُ با ارزش ِ کالا برابر می کنی

با کی بگم نابودی این زندگی قطعی شده؟

با کی بگم اینجا به من تجاوز شرعی شده؟!!

این ترانه با توجه به بحث تمکین پیرو بحث کلاس مبانی جامعه شناسی نوشته شد